هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٣٢
٢. افزايش نيروى انسانى رزمنده.
٣. فراهمآمدن امكانات مادى لازم جهت وارد عمل كردن نيروهاى بزرگ و ايجاد سپاههاى متعدد.
٤. به دست آوردن تجربههاى رزمى در سطح رزمندگان و كادرهاى فرماندهى، اين تغييرات در مراحل زمانى كوتاهى به دست آمد.
لشكريان عرب مسلمان به استعداد كمتر از دههزار نفر از جزيرةالعرب خارج شدند و وظيفه اين نيروها، تشكيل نيروهاى پيشگيرانه و وارد جنگ شدن با ايران و روم بود، هدف از اين جنگها عبارت بود از:
١. فروپاشى هيبت روم و ايران در دل اعراب.
٢. فروپاشى روحيه نيروهاى دشمن در جنگهاى كوتاه و محدود.
٣. به دست آوردن تجربيات جنگى.
٤. زمينهسازى جهت پيشبرد عمليات و به دست آوردن پايگاههاى پيشرفتهتر.
بدينگونه خالد بن وليد به عراق و خالد بن سعيد به شام رفت.
وقتى مرحله نخست با موفقيت، پشت سر گذاشته شد، نوبت به دومين مرحله رسيد كه به دو جنگ قادسيه و يرموك انجاميد.
تكامل جنگ در مرحله دوّم انجام شد و نيروهاى بيشترى وارد عمل شدند، به گونهاى كه شمار نيروهاى عرب مسلمان در اين دو جنگ به حدود سىهزار رسيد و در طى اين مرحله، موازنه قوا به سود مسلمانان تغيير پيدا كرد، در حالى كه پيش از اين دو جنگ، نسبت برترى تقريباً ده بر يك به نفع روم و ايران بود.
زمانى كه اعراب مسلمان برترى در موازنه قوا را به دست آوردند، توانستند به مرحله تكامل يافتهترى ارتقاء يابند و ميدانهاى جنگ در برابرشان گشوده شد.
چشمانداز جنگ به گونهاى گسترده شد كه نياز به نيروهاى بيشتر داشت، از اين رو در اين مرحله، شمار نيروها در هر يك از جبههها تنها در يك عمليات بيش از